| یک گاز دیگر
تا آخر گناه
یک بوسه دگر
تا لحظه ی وداع
مبهوت آخر شعرم
حتی خدا
احساس کرد که شاید....
ولی نه !!!
اینبار هم بگو
آن جمله فسون گر غم بار این سیاهه را
کم می شوم ز تو
در گردش خونین جرعه این جام
بزمی چه ساده است
همسایه ی خدا و هم سر ابلیس می شوم!!!
نه!!!... در من تو شک نکن!
این گاز آخر است
تا آخرین گناه!!!
|