| پنهان شدی ز من؟
در پشت گریه های شبت
خنده میکنی
بر حال زار نفس های آخرم
مگر نبود حرف تو بر دوست داشتنم؟
مگر نبود عشق تو بر راحتی من؟
اینگونه دوست داشتنت را چگونه سر کنم؟
آبم نکن!
از این دقایق تهی شدنم زجر می کشی؟
پنهان نشو زمن!
افسانه نیست شرح بلایی که می کنی؟
پنهان نشو زمن!
ماندن بدون حس تصاحب بلد شدی؟
این تا ابد که در تلاطم آن خنده ها دلم؟
پنهان نشو زمن
برگرد عشق من!!!
|