تبليغاتX
چرندیات یک دیوانه

چرندیات یک دیوانه

" خوش خیال "

توی قلبی که تو رو همدم شبهاش نمی دونه

توی چشمای کسی که قدرتو  خوب نمی دونه

توی اون هرم نفسهایِ پر ِ عطر ِ نسیمش 

خیسی چشم تو رو حس دو دستاش نمی گیره

آی دیونه! مگه عاشق نبودی با همه جونت؟

پس چی شد؟ حتی تو خوابم که سراغت نمی گیره

تو که گفتی توی قلبش خونه داری! می گی آره ؟؟

پس چرا اسم تو هیچوقت روی لبهاش نمی شینه؟

خوش خیالی به خدا! که میگی یه روز میاد با دل عاشق

اون دلش از هوسه معنی عشق تو رو کجا بدونه!!

برو تنها تو بمون با دل پاکت، که تو این دوره زمونه

کسی دوست داشتن نابو قد یه برگه هزاری نمی دونه!!!

 


نوشته شده توسط rainy man در ساعت | لینک ثابت |
آسمان
Evergreen Literature
مردی با مسئوليت محدود
نوشته های خط خطی
رادیکال ما
ســــکوت متـــرسک
عطر باروووون
قالب وبلاگ
بازی آنلاین فلش
طراحی سایت ، هاست و دامنه