تبليغاتX
چرندیات یک دیوانه

چرندیات یک دیوانه

" نمی دانستم "
آخرین فرصت من بود نمی دانستم!

چشم تو عاشق من بود نمی دانستم!

پشت این هم همه های پر تشویش و خیال 

نقش این عاشقی ام بود نمی دانستم

قطره قطره تهی از من شدی و می رفتی

اشک تو رمز ابد بود نمی دانستم!

کاش می گفتی ام... ای کاش مرا می گفتی

روزی این دست تهی می شود افسوس نمی دانستم

باورم نیست که رفتی به همین سادگی از چشمانم

سر شکن بازی ما دل شکنک بود نمی دانستم  

باشد این قافیه آخر شعرم تو بگو

عشق تو لایق من بود نمی دانستم!!!

نویسنده: rainy man ׀ تاریخ: ׀ موضوع: ׀

درباره وبلاگ

روزگاری دیوانه بودم.... من بودم و من بودم و من بودم و خدا!!
حال که تو آمدی،خدا هنوز هست ولی من ....
راستی خانه دوست کجاست؟


لینک دوستان

جستجوی مطالب

طراح قالب

CopyRight| 2009 , thelostlover.BlogFa.com , All Rights Reserved
Powered By Blogfa | Template By: TEMPHA.COM