| یه روزی باور می کنی گرمی دستای منو
سکوت مرگ آورمو - خیسی اشکای منو
یادت میاد که من همون چراغ روشنت بودم
تو صد تا طوفان بلا بازم بتو نور می دادم
یه روز می فهمی که چرا! این همه خواهشم چی بود!
میون شهر آدما دلم به دنبال کی بود!
تمام تلخی تو رو به قند عشقت می گیرم
بازم می گم دوست دارم تا اینکه یک روز بمیرم!!!
|