حتی به جرم کشتن رویا
نمی بخشم که از امروز در بحتی چنین
بر بازی تقدیر پیوستی
نگاهم کن
به رخت خاک بر سر ریخته
این مشکی مغرور
که تا روز نهایت بر تن معصوم من سکنی گزیده
همه چیزم گرفتی
کاش....
ولی افسوس...
روزگاری دیوانه بودم.... من بودم و من بودم و من بودم و خدا!!حال که تو آمدی،خدا هنوز هست ولی من ....راستی خانه دوست کجاست؟
Template By: Tempha.com