| "تقدیم به پاک ترین فرشته ی روی زمین"
حضورت باورم....
آری!
نگاهت گرم
و لبهایی که از شوق رسیدن بیقرار
فراموشی...
بدون اختیار
و حتی ترس چشمی آشنا
درگیر!
نسیان این شیرینی مسموم
خدا چشمان خود را بست
قلم خط زد
گناه عشق سودا را.....!!!
چنان گرمم
چنان مستم در آغوشش
خدا خندید...
خدا خود سیب را چید از درخت و در کف دستانمان انداخت
و رویا
روز دیگر شد.....!
|