پشت این خاطره ها یاد کسی است که به تنهایی من نوعی از شیوه ی ماندن دارد پشت این خاطره ها تهمت تا ابدی مال تو را خواسته است پشت این خاطره ها عشق چون بچه تیپا زده خورده گریان مثل دریای پر از فاجعه ی مردن موج پشت این خاطره ها قاب عکسی ز دو چشمت که به دیوار دلم میخ شده حادثه رخ داده و تو از پرده ی این خاطره ها پر زده ای دیگرم هیچ نخواه کرکره پایین است و من و ظلمت و تاریکی و عطر دسمال مجلس ختم تو را می خوانیم پشت این خاطره ها سوگواری بر پاست پشت این خاطره ها یک نفر خواهد مرد....