| بمان
نرو....
منم! همان که پاپتی چشمهای توست
منم! که هاج و واج مانده ام
منم! میان رفتنت
و دست آن غریبه ای که گرم می فشرد
تمام هستیم
یا که نه....!!!
تمام حجم قلب من میان دستهای خود
تو در مدار من فرار می کنی؟؟
چگونه سردی بهشت خویش را میان کام آن جهنمی مزاج تو
به باوری قریب تر کنم!؟
کجا فرار میکنی؟
بمان کمی ببین که آب می شوم
شراب خانگی ِ مستی ِ مدام من
حرام می شوم
بمان....
نرو....

پ ن۱:
این روزها حتی با مرد بارانی هم غریبه ام. کارها حتی در خور ارائه هم نیست به حال بدم حلال کنید که دیوانه گی ام بهتر شود!!!
اگر نماند....
دعا کنید بماند! دعا کنید بفهمد که دوست داشتن واقعی چیست! دعا کنید!
پ ن ۲:
می دونم که شاید برات مهم نباشه اما روزت مبارک خانومی!
ما که طشت رسوایی مون همه جا خورده اینم روش!
همیشه شاد باشی گلکم
دوست دارم!
|